رهامرهام، تا این لحظه: 14 سال و 9 ماه و 24 روز سن داره

unforgettable moments

دلم برات تنگ شده ...

سلام عشق من الان ساعت 7 غروب . من سر كار هستم . دلم خيلي برات تنگ شده . همش منتظرم اين كار لعنتي تموم بشه تا بتونم بيام پيشت .... ...
26 مهر 1393

اولين نمره بد!

  سلام عشق من ! امروز كلاس رياضي داشتي . اول اينكه معلم هفته گذشته نگفته بود كه امروز امتحان داري . يا شايد هم گفته بود . از اونجا كه من نميتونم بيام دنبالت  تو هم كه نميگي  يا نميدوني كه چكار بايد بكنيم . خلاصه ، فرنوش بهم زنگ زد و گفت كه تو از 20  نمره ، 7  گرفتي !!!!  خيلي ناراحت شدم . نزديك بود گريه كنم ولي خودم رو كنترل كردم و اول رفتم چند تا سايت و كلي مطلب خوندم و به اين نتيجه رسيدم كه مشكل اصلي من هستم ! مثل هميشه .... بله ، چون خونه نيستم كه باهات كار كنم و وقتي كه ميام خونه هم تو همش دوست داري با من بازي كني ....... خلاصه اومدم خونه و  تو زود اومدي و انگار كه...
17 مهر 1393

مشكلات مدرسه ...

سلام عشق من اين روزها  هر وقت ميام دنبالت  راجع به مدرسه ازت ميپرسم . تو كه اصلا حرف نميزني كه چه كارهايي انجام دادي و چي شده . ديروز كه اومدم دنبالت ديدم ناراحتي . بهت گفتم چي شده ؟ چرا ناراحتي ؟ ميدونم بخاطر اينكه من دير ميام دنبالت . بيشتر بچه ها ساعت 12:30 تعطيل ميشن ولي تو به خاطر من بايد تا ساعت 2:30 بموني ... بهم گفتي من گريه كردم ! الهي برات بميرم . گفتم مادر ، تنهايي براي خودت گريه كردي ؟‌ گفتي :‌"  نه با يكي ديگه دوتايي گريه كرديم ! "  بعدش ميگفتي كه اونجا به ما ميان وعده نميدن .... خلاصه من دو روز بهت  تغذيه دادم بهم ميگي خانم معلم ...
7 مهر 1393

نقاشي توي مدرسه

سلام عشق من اين اولين نقاشي ،  توي مدرسه هست . وقتي اومدم خونه تند دويدي و اين رو بهم دادي . عاشقتم : خودت هم به خودت نمره 20  دادي ! ...
3 مهر 1393

اولين روز مدرسه ...

سلام عشق من ديروز براي پيش دبستاني ها اولين روز مدرسه بود . خلاصه صبح كه خوب بيدار شدي و رفتي فرنوش و گلنوش رو بيدار كردي و گفتي : بچه ها من ديگه دارم ميرم مدرسه ! دوربين مهرنوش رو گرفتم كه مثلا حرفه اي باشه  ولي خب بيشتر عكسها تار شد ! خيلي ناراحت شدم ! اين هم چند تا عكس از اون روز .... اين عكس هم امروز ازت گرفتم :   ...
1 مهر 1393
1